تبليغاتX
کوهنوردی و ... Mountaineering and
معرفی پستی و بلند یهای استان کرمان Postal introduction and long Yhay Kerman

روزی که اشک و اهی از چشم من بر اید        شاهد به این شهادت از سجده سر بر ارد     

سرو خميده اودردش به سينه جاري         رازش نگفته بانو چون غم به دلبر ايد     

پهلو شکسته اماشکايتي ندارد          پدر به او اشاره دختر بر او بر اید

قران و جانمازش گواه درد او بود          چون تشنه ولا بود علي به بستر ايد

    گفتم  به روي ماهش نفرين کنم به ظالم            زهراي من اشاره سکوت ز تو بر ايد       

حيدر به جسم جانان غسلي ز اشک داده        گويي حسن حسينش بي تابتر برايد   

رنج امير تنها در قعر چاه مانده         فوتش گذشته اما سوخته دلي بر ايد  

بغضش فشرده وقتي رخسار بچه ها ديد          فرياد بي کسي از عمق دلش بر ايد   

ياسش به خاک سپرده پنهان ز چشم اغيار         الله اکبرش را ارام ز لب بر ايد            شعر:مینا همسرم

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

 

                                      ** یاس شکسته **

 

خواهم سرایم با غزل شعری شکسته             از فاطمه (ع) گویم که پهلویش شکسته

خواهم برای وارثان و رهروانش                  خوانم غزلها در غم یاس شکسته

او عاشقی از خطّه توحید و دین بود               او رهرو راه رسول آخرین بود

محراب مسجد زینت بِنتُ الامین بود                سجاده اش خوشبو زعطر یاسمین بود

در سنگر حفظ حجاب او برترین بود               همسنگر مولا امیر المومنین بود

در راه حفظ دین شهیده لاله گون گشت            یاس نبی (ص)پهلو شکسته ،غرق خون گشت

آن شب علی(ع) در ماتم ریحانه بنشست         خاک بقیع میهمان یک الاله می گشت

در خاک پنهان کرد خونین لاله اش را             زهرای اطهر یار هجده ساله اش را

با پشت خم آنگه روان شد سوی خانه             همراه زینب(ع) با دو طفلانش شبانه

مولا از آن شب چاه می گشت همدم او                        افسوس که دیگر نیست زهرا در بَرِ او

شهر مدینه از علی (ع) دارد نشانه                آنجا که قبر فاطمه (س) گم شد شبانه

صد لاله رَست از خون ِ زهرایِ مطّهر                        در خون بجوی ره توشه یاسِ پیمبر

پشت غزل بشکست از داغ فراقش                 هر بیت غرق خون بشد کز ناله هایش

ما پیرو دُخت نبی مامِ حسینیم                        یاران مهدی (عج) و همه یار حسینیم

دشمن بداند در شجاعت بی نظیریم                 آزاده عشقیم و ذلّت کی پذیریم؟

ما رهروان فاطمه (ع) این عهد بستیم                        ما عاشق ولایت حسینی هستیم

**********

سروده : چشم انتظار باران

 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

گره اول

قبل از عملیات کربلای چهار بود بچه ها مشغول درست کردن طنابی بودند تا رزمندگان  

 

در دریای خروشان اروند ازهم فاصله نگیرندوموج آب جمع مشتاقان را پریشان نکند .

 

شهید جاری (فرمانده گروهان حدید) فرمودند :باید یک گره اضافه تر بزنیم !!!گره اول

 

علت را جویا شدیم ایشا ن درجواب فرمودند:این گره برای آن است که گره اول سر طناب را باید قلب عالم

 

امکان حضرت بقیه الله بگیردو خود آقا عملیات رافرماندهی کند و خدا شاهد است که در آن شب سهمگین

 

ازب از آسمان واز حال وهوای آنشب  که از هزار روز روشن تر بود از حال وهوای بچه ها از عطرت شهادت

که همه جا پیچیده بود  میشد فهمید که امشب فرماندهی با پسر حیدرکرار است

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

مرگ بر اسرائیل

 ... اما او و همه ی جهانیان باید بدانند که قدس هیچگاه تنها نیست !

         

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَیْبَةً یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ» (روم /54)

«خدا همان كسى است كه شما را آفرید، در حالى كه ضعیف بودید، سپس بعد از ناتوانى قوت بخشید. پس از آن ضعف و پیرى قرار داد، او هر چه بخواهد، مى‏آفریند و دانا و تو ا نا ست

Old Quran

نسخه مربوط به قرن يک هجري در موزه اي در لندن. بين دو سوره با مهر قرمز و سبز در وسط مشخص شده است

 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاَئِکَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي کُنتُمْ تُوعَدُونَ [فصلت:30]

شهادت عاشقان حضرت ابی عبدالله دﻝدادگان سالار شهیدان شیفتگان راه شهادت و عشق و ایثار عزاداران حسینی و عزیزان پرپرمان را خدمت شما خانواده های داغدار خواهران بزرگوار، برادران عزیز، پدر و مادر شهدا، فرزندان شهدا، همسران شهدا، تبریک و تسلیت عرض مـﻰکنم و به جاﻥبازان این حادثه و عزیزانی که در این حادثه دچار مصیبت شدند و به افتخار جاﻥبازی نائل شدند درود مـﻰفرستم به شما تبریک مـﻰگویم و از خداوند متعال عزت بیشتر سلامتی و توفیق تداوم این راه، راه شهادت، راه ایثار، راه جاﻥبازی، راه عاشقی و دلدادگی را طلب و آرزو مـﻰکنم.

وظیفه بود که از نزدیک خدمت خانواده شهدا برسم و عرض تبریک و تسلیت داشته باشم و همچنین برای عیادت مجروحین و جاﻥبازان عزیزمان، ولی گفتند که همه عزیزان از بیمارستان مرخص شدند و فرصت ما هم کم بود، برادر عزیزمان آقای انجوی پیشنهاد دادند که ما تلاش مـﻰکنیم بزرگواران و عزیزان را در محفلی جمع کنیم و به این صورت دیدار برای بنده فراهم شود. خدا را سپاسگزارم از این توفیق و از جناب آقای انجوی و دیگر عزیزان که تدارک این زیارت و دیدار را برای بنده فراهم کردند تشکر مـﻰکنم. حادثه ای که اتفاق افتاد برای همه ما موجی از غم و اندوه را به همراه آورد، اما باید افتخار و مباهات کنیم که راه شهادت همچنان باز است. هنوز خوبان در جامعه ما حضور فعال و با نشاط دارند و خریدارشان خدای سبحان است. إِنَّ اللّهَ اشْتَرَي‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ [توبه:111] ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

http://ihatehate.files.wordpress.com/2007/07/bush-as-hitler.jpg
ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما

خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند، ای مومنان شما نیز بر او درود و سلام بفرستید

 

پیامبر اکرم (ص) :

 ﴿هر کس بعد از هر نماز ده صلوات بر من بفرستد در بهشت با من است در حالیکه او را می بینم و صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشد

 

﴿ در قیامت نزدیکترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد 

﴿ بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر ، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود

﴿ آوای خود را به هنگام صلوات بر من بلند کنید که نفاق را از بین می برد

﴿ هر کس در نوشته ای بر من درود بفرستد ، فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند

﴿هر کس پایان سخنش صلوات بر من و علی (ع) باشد به بهشت وارد می شود

﴿صلوات بر من و خاندانم ، نفاق و دو رویی را از بین می برد

﴿هر کس بر من صلوات بفرستد ، در قیامت او را شفاعت می کنم

حضرت علی (ع) :

۩ صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) ، گناهان را بسان ریختن آب بر آتش از بین می برد ۩

امام باقر (ع) :

۩ صلوات از جانب خداوند، رحمت است و از سوی فرشتگان ، تزکیه و پاک کردن و از طرف مردم ، دعا است ۩

امام صادق (ع) :

۩ صلوات بر پیامبر (ص) و آل او ، سنگین ترین عملی است که در روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته می شود ۩

 

Aصلوات فرستادن ، فقر را برطرف می نماید @

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

به گزارش روابط عمومی فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی به نقل از مهندس احمد شیر محمد ، مدیر تیم های ملی این فدراسیون ؛ پس از پایان آخرین مرحله اردوی آماده سازی تیم ملی سنگنوردی در کرمان که زیر نظر مربی مجرب ایتالیایی برگزار شد ، در نهایت 7 سنگنورد زن و مرد بعنوان ترکیب اصلی تیم ملی جهت اعزام به هفدهمین دوره رقابتهای سنگنوردی قهرمانی آسیا در چین اعلام شد .
اسامی نفرات منتخب عبارتند از ؛
* در رشته سختی مسیرمردان ؛ محمد جعفری از کرمان و داود رکابی از زنجان
* در رشته سرعت مردان ؛ رضا پیل پا ار خراسان شمالی و مهدی نمروری از آذربایجان شرقی
* در رشته بولدرینگ مردان ؛ حمید رضا توزندجانی از خراسان رضوی
* در رشته سختی مسیر بانوان ؛ الناز رکابی از زنجان
*در رشته سرعت بانوان ؛ اعظم کرمی از زنجان
شایان ذکر است این رقابتها قرار است از اول خرداد ماه جاری در شهر گوانگجو چین آغاز شود و بر اساس برنامه ریزی انجام شده ،

محمد جعفری

آقای محمد جعفری یکی از بهترین سنگنوردان ایران در محل خانه سنگنورد کرمان

دیواره های خانه سنگنورد کرمان

دیواره  خانه سنگنورد کرمان

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

نام جاويد وطن
صبح اميد وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن اي هستي من
شور و سرمستي من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
كه نواگر اين چمنم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با يک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ايران جوان
ز صلابت ايران جوان
ز صلابت ايران جوان

حق یار ایرانیان

 

دانلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

  • اگر باطل را نمیتوان ساقط کرد ،می توان رسوا ساخت .اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد،طرح کرد وبه زمان شناساند.
  • ارزش وعمق اصالت هر کاری به میزان خودآگاهی ،رشد شخصیت وسرمایه وغنای فرهنگ وفکر آدمی وابسته است.
  • راحتی زیاد مرداب روح است من به آن عادت نمی کنم.
  • هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند وهر کس آن چنان که در بیداریست خواب می بیند!
  • کسی که در زندگی چرایی دارد در زندگی با هر چگونگی خواهد ساخت.
  • هنر عبارت است ازکوشش انسان برای برخوردارشدن ازآنچه باید باشد اما نیست.
  • تهمت ودروغ را دشمن سفارش می دهد ومنافق می سازد وعوام فریب آن را پخش می کند وعامی آنرا پخش می کند.

    بودا  زندگی را انبوهی از رنج ها می بیند وقرآن تصریح می کند که:

    "لقد خلقنا الانسان فی کَبَد"(مسلم است که ادمی را در رنج آفریدم )

    اما بودا رستگاری را رهایی از رنج می بیند واسلام ،برعکس  رستگاری را در صیقل خوردن وگداختن خوب پروراندن رنج .رنج نیرویی است که آدمی را از پوسیدن در مرداب آرامش ورفاه وبی خبری مانع می شود وروح را بر می انگیزد تا همچون لایه رسوبی سیل بر روی خاک سفت وخشک وسفالی مانند نشود .بودا می خواهد طلای غش دار وفولاد خام را از کوره نجات دهد !

    این چه نجاتی است ،این از آن گونه نجات های کاذب است که تریاک  والکل و"ال اس دی"وهروئین به جوانان امروز می بخشد .آرامشی ناشی از بی خبری ،جهل ،بی حسی ،وفلج!رستگاری در کمال است وبینای وحرکت وهر چه بیشتر هوشیار وبیدارگشتن .

     بر گرفته از کتاب با مخاطب های اشنا ص:۱۵۰

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

منبع: اناپورنا
................................................................

 شنیدم خانم زهره خالقی بازیکن تیم ملی بسکتبال بانوان کشور مان به این علت که لیگ باشگاهی کشور امارات نام جعلی خلیج ع.ر.ب.ی را بر خود دارد از حضور در آن لیگ و بازی در یکی از تیم های آن کشور خودداری نموده است .با خواندن این خبر بی اختیار با تمام وجود نسبت به این دختر ایرانی – که عنوان بلند قد ترین دختر بسکتبالیست کشورمان را نیز یدک میکشد – احساس احترام و قدردانی کردم. ارزش و منزلت و بزرگی تصمیمی که این دختر گرفته است را تنها زمانی میتوان درک کرد که به یاد بیاوریم ، دختران ایرانی از  ابتدایی ترین امکانات برای موفقیت ورزشی – انعکاس و پوشش رسانه ای فعالیتهایشان – محروم اند . آیا کسی هست که منکر این حقیقت باشد که ورزشکاران از تماشای مسابقات خود در رسانه ها و شنیدن اخبار آن تا چه حد شارژ روحی شده و انگیزه و انرژی میگیند ؟  کافی است پای سخن ورزشکاران دختر کشورمان بنشینید تا ذره ای از شرایط سخت آنان را دریابید

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

فرموده ی امام کاملا واضح است اما نمی دانم چرا ما خودمون به بعضی از مستحب ها ارزش بیشتری می دیم و به امر واجبی که حتما از ما در مورد اون سوال می شه آسیب می زنیم یا اصلا انجام نمی دهیم.

امام علی (ع) می فرمایند:خردمند کسی است که هر چیز را به جای خود گذارد.عرض کردند نادان را برای ما بیان فرما.فرمود: بیان کردم

نادان است کسی که به خاطر مستحباتش به واجباتش آسیب زند. همینطور است پیشی گرفتن ترک محرمات بر انجام مستحبات.هر امری نزد خداوند متعال از رتبه و شانی خاص برخوردار است.ما تعیین کننده ی انجام اعمال و رتبه بندی آنها نیستیم. 

بعضی که پا را فراتر گذاشته و از خودشان اعمالی را انجام می دهند که نه جز واجبات است نه مستحبات.و با این نوع اعمال راه را  به خود دور  می کنند و صد البته دچار معصیت هم می شوند چون از انجام واجبات باز مانده اند. 

ما  باده  زیر خرقه  نه امروز  می خوریم        

                            صد بار  پیر  میکده  این  ماجرا  شنید

ما می به بانگ چنگ نه امروز می کشیم

                         بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 


بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا, کبوتر عشق است بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روز گار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت, هزار در دارد

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را شب یلدای غم , سحر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال!
مسافر دل ما نیت سفر دارد

بخوان دعای فرج را ز پشت پرده ی اشک
که یار گوشه ی چشمی به چشم تر دارد!

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیب به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد
نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

اي غمت آخرين ترانه ي من
عشق شيرين تو فسانه ي من
اشک چشمان آسماني تو
موج درياي بيکرانه ي من
چشم من آستان خانه ي تو
اشک تو چلچراغ خانه ي من
غنچه خون شد بدور نرگس تو
گل نروييد در زمانه ي من
پرده ي گوش گل دريد از هم
سحر از ناله ي شبانه ي من
سر بنهه همچو شاخه بر دوشم
موج شب را فشان به شانه ي من
تو مرو تا ز دست من نرود
زندگي – اي غمت بهانه ي من
اثر ناله بين که شاخه ي خشک
مي کند گل در آشيانه ي من
تا چه با طبع سرکش تو کند
غزل ناب عاشقانه ي من
نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

از خاطري پرشور تجسم به دعا بود    و زذات حقايق همه پرسي به سوال بود    
گفتم به خدا بنده تو عين قمر بود    از پاکي دل شهد شهادت به ثمر بود                                          در وقت دعا کار دلم رو به جواب بود   اشکم به دو گونه اثر بحث کمال بود
 از فرقت ما  درد دلا باري عيان بود    در حکمت او فهم عمل کاري اخص بود
 اشکم به تمناي دلت رو به ابد بود  نعمت به دو مينو همه شب خواهش من بود
 وعده تو بدادي که دگر وقت اذان بود    رفتن به در کوي تو از  ناز خبربود
نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

میرزا جواد آقا ملكی

میرزا جواد آقا ملكی تبريزي مردي از ملكوت

هنوز مسجد بالاسر حضرت معصومه علیها السلام، یادآور حضور سبز آن عارف واصل و نمازهای عارفانه اوست؛ نمازی كه به حضور بزرگانی چون حضرت امام و آیت الله بهاءالدینی زینت می‌یافت. هنوز بیان قدسی و توصیه‌های اخلاقی آن رادمرد الهی در مدرسه فیضیه طنین افكن است. مجتهدی بصیر، عالم اخلاقی كامل و عارف و اصلی كه ارتباط وی با حضرت بقیة الله فراوان ملازمت داشت. با تقوا و ورع بسیار بود. او دایم الحضور بود و لحظه‌ای از یاد خدا بیرون نمی‌رفت. رادمردی كه قبر مطهر او در قبرستان شیخان قم محل استجابت دعا و زیارتگاه عام و خاص مردم است.حدود ۱۵ سال پيش كه كتاب رساله لقا الله از اين عالم فرزانه را خواندم واقعا عاشقش شدم هميشه دنبال فرصتي بودم كه اين كتاب را معرفي كنم.آنان كه با حالات ملكوتي و عبادي اين فرزانه عارف آشنا بودند ايشان را از بكائون مي شمردند. عبدي صالح كه سه ماه رجب شعبان و رمضان را پي در پي روزه مي گرفت و در قنوت نمازهاي نافله اين بيت حافظ را مكرر مي خواند.
ما را ز جام باده گلگون خراب كن
زان پيشتر كه عالم فاني شود خراب    شاگردان درس اخلاق :۱-امام خميني.امام راحل (ره ) در كتاب « معراج السالكين » چون سخن از عرفان مي شود استاد خود را « شيخ جليل القدر » لقب داده و « عارف بالله » ميخواند و علاقه مندان به تهذيب و وارستگي را به مطالعه كتابهاي ايشان راهنمايي مي نمايد۲- حاج آقا حسين فاطمي قمي ۳-
آخوند ملا علي همداني 4 ـ حاج شيخ عباس تهراني
5 ـ سيد محمد مدرسي
6 ـ حجه الاسلام سيد محمود يزدي
7 ـ محمود مجتهدي
8 ـ شيخ اسماعيل بن حسين « نائب »
9 ـ حاج ميرزا عبدالله شالچي.............با هم كتب ايشان را مرور مي نماييم :
1 ـ اسرار الصلاه » كتابي كه حاوي هزار نكته از اسرار نماز است و بسان استان اخلاق براي انسانهاي آماده خودسازي محسوب ميشود. برخي از اسرار طهارت و عبرت و تفكر را گوشزد مي كند و به معاوني وسوسه و الهام مي پردازد.بابحث از گناهان كبيره اشاره اي به توبه نموده و حضور قلب و حالات ملكوتي آدمي را توضيح مي دهد.
2 ـ « المراقبات » يا « اعمال السنه » در اين اثر پربها مقدمه اي كوتاه پيرامون دعا و راز و نياز به چشم ميخورد و سپس با قلمي زيبا و گويا اعمال ماههاي مختلف آثار و بركات روحي و معنوي آنها توضيح داده شده است .
3 ـ « رساله لقاالله » كتابي لبريز از نورانيت و معنويت كه ره پويان راه تهذيب و وارستگي را به قله قداست و طهارت روح مي رساند. معناي « لقا الله » و آيات مربوط به آن را توضيح داده از اسم اعظم گفتگو مي كند و سپس راه موفقيت الهي را براي سالكين بيان مي نمايد.
4 ـ كتابي در فقه
5 ـ رساله اي در حج
6 ـ حاشيه فارسي بر « غايه القصوي »

حضرت آیت الله حاج سید جعفر شاهرودی  می‌گوید:

« شبی در شاهرود خواب دیدم كه در صحرایی حضرت صاحب الامر (عج) با جماعتی تشریف دارند و گویا به نماز جماعت ایستاده اند. جلو رفتم كه جمالش را زیارت و دستش را بوسه زنم. چون نزدیك شدم شیخ بزرگواری را دیدم كه متصل به آن حضرت ایستاده و آثار جمال و وقار بزرگواری از سیمایش پیداست. چون بیدار شدم، در اطراف آن شیخ فكر كردم كه كیست كه تا این حد نزدیك به امام زمان (عج) است. از پی یافتن او به مشهد رفتم، نیافتم. به تهران آمدم، ندیدم. به قم مشرف شدم، او را در حجره‌ای از حجرات مدرسه فیضیه كه مشغول به تدریس بود، دیدم. پرسیدم كیست؟ گفتند: « عالم ربانی آقا حاج میرزا جواد آقا ملكی تبریزی است. » خدمتش مشرف شدم. تفقد بسیاری كردند و فرمود كی آمدی؟ گویا مرا دیده و شناخته و از قضیه آگاهند. پس ملازمش را اختیار نمودم و او را چنان یافتم كه دیده بودم و می‌خواستم  »

 سرانجام آخرين آفتاب از خورشيد حيات و زندگاني انديشمند عارف حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي نمايان شد و روز يازدهم ذيحجه سال 1343 قمري قرصت ديدار و هنگام لقا رخ نشان داد .

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

پروردگارا دستهايم سست و بی توان است... سينه ام سرد و صورتم برخاک...خداوندا تنم تحمل سرمای زمينت را ندارد و دستانم توان پاک کردن خاک از چشم.
الهی به دستهايم قدرتی بده که پاهايم را ياری کنند و از جا برخيزم.

ای مهربان ترين٬ به اشک خاک از چشمان ميگيرم... ياريم کن و به پاهايم توان ايستادن بده٬ خودم به راه خواهم افتاد.

پروردگارا پناهم ده که به زانو درآمدم و با دو زانو بر روی خاک حرکت ميکنم...

مهربانا سينه ام دريای خون است و محتاج مرهم....

بزرگوارا شانه هايم خسته است ، دستهايم کم طاقت و کمرم شکسته... از هر روز بيتشر محتاج لطفت هستم...

خداوندا ناله هايم ضجه شد و ضجه هايم فرياد ٬ گلويم از بس فرياد کشيدم ديگر نای فرياد کشيدن ندارد.

ای نهايت خوبی ها ... مدتهاست چشم به راه خوبی ات هستم ... چشمانم کم سو شد و اشکهايم چشمانم را تار کرده ٬ چشم به راه مرهمت هستم.

عزيزا اين بنده کم طاقتت را ببخش که بيش از اين طاقت محنت ندارد

دوست دارم ديدگانم به نامتناهی گشوده باشد . نا متناهی را ببيند .  وسعت را ببيند . محدوديت با چشمان من بيگانه است .

 از حد خسته ام . از مانع ديد خسته ام ولی افسوس جايی را نيافتم که نا محدود باشد .   امان از حد .

 در تمام عمرم دشتی نيافتم که چشمانم بيکرانش را ببيند .  هر چه بود کران بود . حد بود حدود بود . حد بلای جان و خار چشم دريا دلان است . شايد دريارا بتوان نا محدود خواند ولی نمی دانم .

چرا ممکن است هر چند دير زورقی در کران ان نمايان گرددوحدشودومنبازمحدودببينم . نمی دانم چرا از سد و ديوار دلم تنگ می شود .

از چرخيدن بدور دايره ای راحت ترم تا رفتن به سوی ديواری هر چند خيلی دور حتی اگر او را نبينم . چون ميدانم روزی به ان می رسم و حد می شود و اه... امان از حد .    

 امان از دلتنگی . امان از همه چيز .اين تنگ دنيا برايم زندان است هر چند گناهکارم .

 بارالها هر چند با من نمی خوانی باز رويم بسوی توست گر چه شرم صحبت دارم .

 نجاتم ببخش و بزرگی ات را بر رخ ما کش . که شايسته ای و ببخش . که گريانم در تمام لحظه ها گر چه اشکی ندارم که بريزم ......

خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.

خدايا يا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتي نيست از دلم بيرون کن يا به من صبري ده که کساني را که دوستم ندارم دوست داشته باشم.

خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم. حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را.

خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم ، آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم.

خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال . يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن.

خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن.

بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.

خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن.

خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.

خدايا شکم را به باور ، باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما.

خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.

خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس مرا اجابت کن

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

گفتم : خسته ام  

 گفتي  :  لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ

 از رحمت خدا نااميد  نشيد (( زمر/53 ))


 گفتم : هيشکي نمي دونه تو دل من چي ميگذزه

 گفتي : أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ

 خدا حائل هست بين انسان و قلبش (( انفال/24 ))


 گفتم : غير از تو کسي رو  ندارم 

گفتي : نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

ما از رگ گردن به انسان نزديکتريم ))  ق / 16 ((

 

 
گفتم : ولي انگار اصلا منو فراموش کردي

گفتي : فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ

منو ياد کنيد تا ياد شما  باشم  )) بقره /     (( 152

 

 
گفتم تا کي بايد صبر کرد

گفتي : وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا

تو چه ميدوني شايد وقتش نزديک باشه  (( احزاب / 63      ((


 
 گفتم : طاقتم تموم شده!

 گفتي : وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ

 کارايي که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه  (( يونس / 109 ))


 
گفتم : خيلي خونسردي ! تو خدايي و صبور .من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک ...

يه اشاره کني تمومه

گفتي : عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ

شايد چيزي که تو دوست داري به صلاحت نباشه (( بقره / 216 ))


 
گفتم : انا عبدک الضعيف و الذليل ...

اصلا چطور دلت مياد ؟  

گفتي : إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه – مهربونه  (( بقره / 143 ))


گفتمدلم گرفته  

 گفتي : بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ

 بايد به فضل و رحمت خدا شاد بود  (( یونس / 58 ))


  گفتم : اصلا بي خيال ! توکلت علي الله  

 گفتي : إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

خدا اونايي رو که توکل ميکنن دوست داره  ((آل عمران / 159 ))


گفتم : خيلي مخلصیم ! ولي اينبار،

 فکر کنم گفتيحواست رو خوب جمع کن ! يادت باشه که :

 وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ

فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ

 بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت ميکنن  . اگه خيري

 بهشون برسه ، امن و آرامش پيدا مي کنن و اگه بلايي سرشون

 بياد تا امتحان بشن رو گردون ميشن . ((حج / 11 ))


نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

آرش گفت: زمین کوچک است. تیر و کمانی می خوهم تا جهان را بزرگ کنم.
به آفرید گفت: بیا عاشق شویم . جهان بزرگ خواهد شد. بی تیر و کمان
به آفرید کمانی به قامت رنگین کمان داشت و تیری به بلندای ستاره. کمانش دلش بود و تیرش عشق.
به آفرید گفت: از این کمان تیری بینداز این تیر ملکوت را به زمین می دوزد.
آرش اما کمانش غیرتش بود و جز خود تیری نداشت.
آرش  گفت: این جهان به عیاران محتاج تر است تا به عاشقان
به آفرید گفت: کاش عاشقان همان عیاران بودند و عیاران همان عاشقان.
آنگاه کمان دل و عشقش را به آرش داد.

پس چنین شد که کمان آرش رنگین شد و قامتش به بلندای ستاره.
و تیری انداخت.تیری که هزاران سال است می رود.
هیچ کس اما نمی داند که اگر به آفرید نبود تیر آرش این همه دور نمی رفت!

نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  | 

سلام محمد رضا  چطوری خوبی کجایی دیگه نمی یایی بریم سنگنوردی دیگه حتی احوالی هم از ما نمی گیری   خیلی دلمون برات تنگ شده محمد رضا جان یاد اون روزا بخیر که کوه صاحب الزمان می رفتیم تا چشممان به یک دیواره صاف می افتاد سریع میخ و چکش و طناب و کارابین از توی کوله پشتی بیرون می ریختیم کارگاهی درست می کردیم و شروع می کردیم فرود و صعود کار کردن چقدر کیف می کردیم وقتی یک مسیر جدید باز می کردیم اون روزا نه تنها من بلکه تمام بچه های گروه(حسن فرهنگ اسد الله  ید الله فرامرز علی مجتبی و ..)دوستت داشتند نه بخاطر اینکه کوهنورد قدری بودی بلکه بخاطر خصو صیات اخلاقی که داشتی واقعا از هر لحا ظ می شد روت حساب باز کرد یک جوان ۲۰ ساله ولی به اندازه یک مرد پخته. سال ۷۰ وقتی برنامه علم کوه جور شد با اینکه تمرین زیاد کرده بودیم که دیواره بریم ولی تو بخاطر شغلت نیامدی چون مسو لیت تو از همه ما بیشتر بوداون موقع ها خیلی پیشت می امدم می دونی چرا چون خیلی دوستت داشتم تو گمشده ا ی بودی که  پیدایت کرده بودم محمد رضا یادت هست وقتی مسیر طاق علی را باز می کردیم هر رول که به طاق می زدیم زوق می کردیم و از ته دل می خندیدیم چون مسیر کاملا کلاهک بودچه شبها که توی کوهستانها توی چادر نخوابیدیم و چه روزها که خودمان را درگیر یخ و برف و سنگ می کردیم چقدر خوش می گذشت  شبها با اینکه خیلی خسته بودیم ولی تو انقدر ما را می خنداندی که دل درد می شدیم یادت هست از گردان ۴۰۸ غواص حرف می زدی و می گفتی که ۱۵ ساله بودی که منطقه جنگی می ری و ۱۳ یا ۱۴ ماه در منطقه جنگی بودی اون هم گردان ۴۰۸ غواص لشکر ثارالله. چقدر دلم برا اون روزا تنگ شده یادت هست به یکدیگر قول دادیم تا دیواره علم کوه را صعود نکردیم دست از تمرین بر نداریم یادت هست یک روز گفتی عباس بیا یک کار جدید بکنیم من که توی این دنیا سیر می کردم کفتم محمد رضا تورو خدا بس کن دیگه مسیر باز کردن بسه بیا همینجا یعنی طاق علی تمرین کنیم  ولی توگفتی عباس صبر کن ببین چی می گم  بیا از حالا بجای اینکه داد بزنی بگی (طناب) بجاش بگییا علیو بجای اینکه بگی فیکس بگویا حسین که اومدم بوسیدمت یادت هست محمد رضا روی دیواره وقتی اون گوه شکست و من پاندول شدم و اسیب دیدم اومدی کنارم داد زدی چی شد عباس  و وقتی حال روز مرا دیدی سرت را روی دیوار علم کوه گذاشتی و ها ی های گریه کردی با اینکه چند ماه تمرین کرده بودیم و شاید من می توانستم ادامه بدم ولی تو گفتی نه بر گردیم و از وسط دیواره بر گشتیم اون روزا چقدر نا راحت بودم ولی تو دلداریم دادی و گفتی دیواره سر جاش همیشه هست ان شا الله سال بعد و همین طور هم شد سال بعد و سالهای بعد بارها صعودش کردیم محمد رضا خیلی ازت خاطره دارم  صعود زمستانی جوپار سال ۷۰ یا صعود زمستانی کوشا سال ۷۱ یا صعود زمستانی هزار سال ۷۳ همراه حاج اقا ابو ترابی و حاج حامد گلکار یادت هست وقتی سر قله رسیدیم حاج اقا ابوترابی دعای  ( اللهم کن لولیک)خواند و تو رو کردی به من گفتی عباس یاد بگیر و کلی خندیدیم چون ما هر وقت قله می رسدیم جز اینکه تو سر و کله هم بزنیم کار دیگری انجام نمی دادیم  یاد حاج اقا ابو ترابی و حاج حامد هم بخیر که مثل تو به دیار معبود شتافتند ولی چقدر زود .خاطره خیلی زیاد هست   چند روز قبل از شهادتت اون روز که توی محله پانصد دستگاه دیدمت چهره ات طور دیگری بود انگار تمام فکرت به پرواز بود اصلا رو پا بند نبودی به نظرم خیلی نورانی شده بودی وقتی از من جدا شدی غم عجیبی سرتا سر وجودمو فرا گرفت نمی دونم چرا...... تا اینکه چند روز بعد خبر شهادتت را از بچه ها شنیدم  انگار قلبم گرفت ................                                           بالا از سمت راست مرحوم حاج حامد گلکارکه سال قبل در ارتفاعات دماوند موقعی که در حال ساختن پناهگاه بودند با هلیکوپتر دچار حادثه شد دومی شهید محمد رضا عسکری  ردیف پایین از سمت راست ۱- ایلاقی حسینی ۲-مرحوم  حاج اقا ابو ترابی نماینده مردم تهران در مجلس و دکتر شهروز حکمت    
نوشته شده توسط عباس  در ساعت  | لینک  |