۱ـ هزار ۴۴۶۵متر هزار
۲ـ لاله زار ۴۳۵۰متر لاله زار
۳ـ کوشا ۴۳۴۸متر لاله زار
۴ـ پلوار ۴۲۳۳متر پلوار
۵ـ جوپار ۴۱۳۵متر جوپار
۶ـ بلوچی ۴۱۰۰متر جوپار
۷ـ گلچین ۴۰۹۰متر پلوار
۸ـ سرمشک ۴۰۵۰متر هزار
ان شا الله که ارتفاع اخری(سرمشک) درست باشد
![]() |
دکتر علی شریعتی در سخنانی با بیان مطلب بالا آورده است:
دکتر علی شریعتی در سخنانی دربارهی غدیر، با بیان مطلب بالا آورده است:
"...علی (ع) مرد شمشیر و سخن و سیاست است. احساسی به رقت یک عارف دارد، و اندیشهای به استحکام یک حکیم. در تقوا و عدل چندان شدید است که او را در جمع یاران - حتا در چشم برادرش عقیل - تحملناپذیر ساخته است. آشنایی دقیقه و شاملش با قرآن، قولی است که جملگی برآنند. شرایط زندگی خصوصیاش، زندگی اجتماعی و سیاسیاش و پیوندش با پیغمبر (ص) ، و بهویژه سرشت روح و عمیقی که در زیر احکام و عقاید و شعایر یک دین نهفته است و غالبا از چشمهای ظاهربین پنهان میماند، از نزدیک آشنا کرده و احساسش و بینشش با آن عجین شده است. وی یک وجدان اسلامی دارد، و این جز اعتقاد به اسلام است.
در طول 23 سالی که محمد (ص) نهضت خود را در صحنه روح و جامعه آغاز کرده، علی (ع) همواره درخشیده، ((همواره در آغوش خطرها زیسته است و یک بار نلغزیده است. یکبار کمترین ضعفی از خود نشان نداده است. ))
آنچه در علی (ع) سخت ارجمند است، روح چندبعدی اوست. روحی که در همه ابعاد گوناگون و حتی ناهمانند قهرمان است. قهرمان اندیشیدن و جنگیدن و عشق ورزیدن، مرد محراب و مردم. مرد تنهایی و سیاست، دشمن خطرناک همه پستیهایی که انسانیت همواره از آن رنج میبرد و مجسمه همه آرزوهایی که انسانیت همواره در دل میپرورد.
... علی (ع)، چه کسی میتواند سیمای او را نقاشی کند؟! روح شگفتی با چند بعد، مردی که در همه چهرههایشان به عظمت خدایان اساطیر است. انسانی که در همه استعدادهای متفاوت و متناقض روح و زندگی قهرمان است. قهرمان شمشیر و سخن، خردمندی و عشق، جانبازی و صبر، ایمان و منطق، حقیقت و سیاست، هوشیاری و تقوی، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگی و عظمت. انسانی که هست از آن گونه که باید باشد، و نیست. در معرکههای خونین نبرد، شمشیر پرآوازهاش صفوف دشمن را میشکافد و به بازی میگیرد. سیاه خصم همچون کشتزار گندم های رسیده در دم تیغ دو دمش بر روی هم میخوابد و در دل شبهای ساکت مدینه همچون یک روح تنها و دردمند که از خفقان زیستن بیطاقت شده است و از بودن به ستوه آمده، بستر آرامش را رها میکند و در پناه شب - که با علی سخت آشنا و مانوس و محرم است - از سایه روشنهای آشنای نخلستانهای ساکت حومه شهر، خاموش میگذرد و سر در حلقوم چاه میبرد، و غریبانه مینالد. زندانی بزرگ خاک، عظمتی که در زیستن نمیگنجد. روح آزادی که سقف سنگین و کوتاه آسمان برسینهاش افتاده است و دم زدن را بر او دشوار کرده است.
او که از شمشیرش مرگ میبارد و از زبانش شعر، هم زیبایی دانش را میشناسد و هم زیبایی خداوند. هم پروازههای اندیشیدن را و هم تپشهای دوست داشتن را. خونریز خشمگین صحنه پیکار، سوخته خاموش خلوت محراب. او: ویرژیل? دانته? است، و رستم ?فردوسی? است و شمس مولای روم و...
چه میگویم!! مگر با کلمات میتوان از علی (ع) سخن گفت؟! باید به سکوت گوش فراداد، تا از او چهها میگوید؟! چه او با علی (ع) آشناتر است...! علی (ع) خود محمد (ص) دیگری است، و شگفتتر آن که: در سیمای علی (ع)، محمد (ص) را نمایانتر میتوان دید".
بیا این دره زیبا را ببین


میلاد حضرت علی(ع) را به تمام شیعیان ان حضرت تبریک می گویم
تا صورت پيوند جهان بود علي بود
تا نقش زمين بود و زمان بود علي بود
شاهي كه ولي بود . وصي بود علي بود
سلطان سخا و كرم و جود علي بود
هم آدم و هم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالح پيغمبر و داود علي بود
هم موسي و عيسي و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هود علي بود
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر
بر كنگره ي عرش بيفزود علي بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود علي بود
موسي و عصا و يد بيضا ونبوت
در مصر بفرعون كه بنمود علي بود
چندانكه در آفاق نظر كردم و ديدم
از روي يقين در همه موجود علي بود
خاتم كه در انگشت سليمان نبي بود
آن نور خدايي كه بر او بود علي بود
آنشاه سر افراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار يكي بود علي بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود علي بود
آن قلعه گشائي كه در قلعه ي خيبر
بر كند به يك حمله و بگشود علي بود
آن گُرد سر افراز كه اندر ره اسلام
تا كار نشد راست نياسود علي بود
آن شير دلاور كه براي طمع نفس
بر خوان جهان پنچه نيالود علي بود
اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است
تا هست علي باشد و تا بود علي بود
جلال الدين مولوي
امام علی (ع) فرموده اند
دلها مانند پيكرها افسرده مي شوند
درمانشان را از كلمات بديع و حكيمانه بجوئيد
با مردم چنان نيكويي كنيد كه اگر بميريد بر شما بگريند
و اگر دور شويد آرزوي ديدار شما كنند
دانا زنده است اگر چه بميرد و نادان مرده است هر چند زنده باشد
طراوت خرمّي چهره در اثر راستگويي است
راستي نيكوترين راه و دانش بهترين رهنماست
وفا با راستگويي توام است هيچ صفتي را برتر از وفا نميشناسم
زبان شما شناسنامه و معرّف شخصيت شماست
كسي كه به كرامت نفس و شرف آدمي علاقه دارد حتما بايد از گناه بپرهيزد
آرزوي بسيار داشتن از فساد عقل است
وقار زينت عقل و خرد است
مانند فروتني هيچ سر افرازي نيست
با ظالمين دشمن و مددكار مظلوم باشيد
اگر كوه ها به لرزه در آمدند تو پابرجا و استوار باش
پژوهش های انجام شده نشان می دهد موجهاي الکتريکي براي جسم انسان ضروري است. عجيب اينکه بهترين راه براي خالي کردن بارهاي الکتريکي زماني است که انسان رو به قبله و در حالت سجده باشد. رو کردن به سوي مکه مکرمه يعني قبله، بهترين حالت خالي شدن بارهاي الکتريکي است زيرا سجده انسان را از بيماري مصون مي دارد.
علاوه بر اجر و ثواب، صحت و يکي از لطف و کرمهاي خداوند به بندگانش اين است که در اداي نماز سلامتي نيز مي دهد.
بدين خاطر است که وقتي قلب انسان از حرکت مي ايستد با چند شوک الکتريکي با اذن و اراده خداوند قلب دوباره به کار مي افتد و زندگي مجدد شروع مي شود. اما هرگاه اين بارهاي الکتريکي در بدن زياد شود براي بدن انسان مضر خواهد بود. بر انسان لازم است که اين بارهاي الکتريکي را از بدن خود خارج کند. انسان بارهاي الکتريکي زائد را، به خصوص در عصري که بدن وي در محاصره امواج مختلف الکتريکي است، احساس ميکند.
بهترين راه خالي کردن بدن از اين بارهاي الکتريکي خارج کردن آن بدور از داروها و آرامش بخشها و عوارض جانبي آنهاست. سجده بارهاي الکتريکي را از بدن خارج ميکند. در اين مطالعات به اين نتيجه رسيده اند که انسان در حالت سجده با تماس با زمين تمام بار الکتريکي زائد بدنش خارج مي شود چون در سجده هفت عضو انسان با زمين در تماس است.
پيامبر(ص) فرمود: امر شدهام به سجده کردن بر هفت عضو: پيشاني، دو دست، دوپا و دو زانو.
بارهاي الکتريکي به آساني از اين هفت عضو به زمين دفع مي شوند و بدين خاطر انسان از بيماريهايي همچون سردرد و گرفتگي عضلات رهايي مييابد
آری ! شعری که تار و پودش را شکنجه و افتخار یک شاعر مغرور در پای دیوارهای بلند زندان و در زیر نگاه های وحشی دژخیم بافته است ، زیبایی و شرفی را داراست که اشعاری که معمولا در پای منتقل وافور و پشت میز یک مشروب فروشی نطفه اش بسته می شود ، همواره از آن محروم است .
میوه های گوارا و معطر تاریخ ، انسانهایی هستند که سعادت را ، به خاطر صعود به قله عظمت ، به اعماق دره پرت کرده اند ... ذائقه هایی که تلخی را دوست دارند ... دلهایی که از رنج کامیاب می شوند ... چهره هایی که چین های درشت تصمیم ، صافی و لطافتش را زدوده است . پاهای مردانه ای که دوست دارند در سنگلاخهای سوزان ، برهنه بدوند تا اینکه بر بساط نرم برقصند ...
دکتر علی شریعتی / مقدمه کتاب " ابوذر "

حلول ماه مبارك رجب ماه خدا , ماه استغفار , ماه ريزش رحمات الهي
بر شما مبارك باد
پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است.
پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.
رجب نام نهری در بهشت است که از عسل شیرین تر و از شیر سفید تر است.هر کس یک روز از این ماه روزه بگیرد در قیامت از آن نهرخواهد نوشید و هم چنین یکسال راه،آتش جهنم از او دور خواهد شد و هر کس 3 روز از این ماه را روزه بگیرد آتش جهنم بر او حرام خواهد شد .
از معانی رجب به شدت ریزش نیز یاد شده است یعنی گناهان در این ماه همانند ریزش برگ درختان در پاییز،در اثر استغفار می ریزد و خداوند در این ماه توجه خاصی بر بندگانش دارد و رجب و شعبان را برای آماده شدن برای رمضان قرار داده است تا بندگانش هر چه بیشتر آماده دریافت رحمت واسعه الهی گردند.در روایات آمده است که وقتی ماه رجب وارد می شود فرشته ای خطاب به بندگان می گوید،خوشا به حال اهل ذکر(طوبی اهل الذکر)،خوشا به حال اهل طاعت(طوبی اهل الطاعه). پس چه نیکوست که این لحظات را قدربدانیم و به ندای این الرجبیون لبیک گوییم،و خود در خیل آمرزیدگان این ماه عزیز قرار دهیم.
اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. سپس بار ديگر سجده رفته و هفتاد مرتبه بگويد : " سبوح قدوس رب الملائکه و الروح "در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.
پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و مرا را نيز از دعاي خير خود محروم نفرماييد.
-:- التماس دعا -:-
ماه رجب
خدایا دوباره ساعت عاشقی است
دوباره ماه ميهماني است
چه كنم كه چشم دوخته ام به رحمتت
دستان خالي ام را مي بيني
و صداي خاموشم را مي شنوي
چون هميشه مرا بپذير!!
الهی! بتن وجودم را با فولاد بالانس مسلح کن تا لحظه افتادن
من در گناه مصادف با مرگ من باشد.
پروردگارا مالك اين ملك تويي ، پس خودت مهندس ساختمان وجودم باش
الهی ! دستی بگیر و خانه دل ما را از کرم خود عمارت کن قبل از آنکه این خانه نهد رو به ویرانی
الهي! تو استادترين مهندس عمران عالم خلقتي! هنوز بسياري از قوانيني كه درساخت يكي از خانهها به كار بردهاي حتي در نزد عالمان روزگار مجهول است. خانه دل عجب مهندسي داشته!
امین یارب العالمین
ان شا الله سامرا را نیز می سازیم
شهادت امام هادی(ع) را به تمام شیعیان ان حضرت تسلیت می گویم


شهید حاج همّت، حالت روحی و معنوی خاصّی داشت که باعث می شد در دل بچّهها جای بگیرد. بچّهها او را دوست داشتند. وقتی که ایشان سخنرانی داشت، چند تا از بچّههای ستاد و واحدهای لشگر، دور او را می گرفتند و پس از سخنرانی، فراریاش می دادند! ایشان از پیش بچّههای گردانها فرار می کرد! می دانید چرا؟ نه این که نخواهد با بچّهها دیده بوسی کند، نه این که نخواهد وقتش گرفته شود؛ این چیزها نبود. به قدری بین بچّهها محبوبیت داشت که اگر می ایستاد، تمام بچّههای لشگر می آمدند و یکییکی می خواستند با ایشان دیدهبوسی کنند! و این قدر هجوم می آوردند که ایشان را فراری می دادند!

چون منافقان نزد تو آيند گويند گواهى مىدهيم كه تو واقعا پيامبر خدايى و خدا [هم] مىداند كه تو واقعا پيامبر او هستى و خدا گواهى مىدهد كه مردم دوچهره سخت دروغگويند
|
سوگندهاى خود را [چون] سپرى بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا بازداشتهاند راستى كه آنان چه بد مىكنند اين بدان سبب است كه آنان ايمان آورده سپس به انكار پرداختهاند و در نتيجه بر دلهايشان مهر زده شده و نمىفهمند |

