گروه کوهنوردی شهید حمید رضا واعظی زاده دوباره یا علی گفت
کجایند یاران و دوستان شهید
کجایند همسنگران شهید
کجایندصعود کنندگان دیواره علم کوه و دماوند و جوپار و هزار و کوشا و باز کنندگان مسیرهای باسختی ۵/۱۳
کجایند اونایی که ۲۰ سال پرچم گروه شهید واعظی زاده کرمان و پرچم کشور عزیز ایران را بر قله های بزرگ به اهتزاز در اوردند
کجایی شهید حمید رضا واعظی زاده ای عارف وارسته ای کسی که عاشق شهادت بودی
کجایی شهید محمد رضا عسکری عزیز ای بزرگ مرد فداکار ای کسی که هنوز در هجران تو می سوزیم
و کجایید امید طالبی و افشین حیدر پور عزیز ای کسانی که عاشقانه دوستتان داشتیم و داریم امید جان هنوز صدای اوازت در کوه هزار می پیچد و ما هنوز مست صدای تو هستیم افشین جان هنوز صدای اهنگ تار تو نیز از گوش و ذهنمان بیرون نرفته است
جایتان واقعا خالیست
ما به حول و قوه الهی دوباره شروع می کنیم و به شما قول می دهیم که یاد شما رو همیشه در دل و جانمان نگه داریم و برفراز قله های بلند پرچم عزیز ایران را به اهتزاز در اوریم
سلام بر خرمشهر
سالگرد ازاد سازی خرمشهر شهر خون را به تمامی شهدا و رزمندگان و جانبازان و ازادگان دفاع مقدس تبریک می گویم
افرین بر شما که جنگیدید و فداکاری کردید وبا خون خود نگذاشتید حتی یک وجب از خاک عزیز ایران دست دشمن بیفتد

وظیفه ما در قبال ان همه ایثار چیست ؟
چکار کنیم که دل شهدا را شاد کنیم ؟
امروز وقتی تو مدرسه مهدی پسرم با پدر یکی ازهمکلاسیهای مهدی اشنا شدم و فهمیدم که جانباز ۶۵ درصد هست وقتی از دلش صحبت کرد از نامهربونیهایی که بهش می کنند از نگاهای مردم از وضع کنونی جامعه که صحبت کرد دلم درد گرفت
ولی وقتی گفت دلم به اقا خامنه ایی خوش هست چهره نورانیشو بوسیدم نمی دونید چه حسی پیدا کردم انگار یکی از مقربین درگاه الهی رو بوسیدم این حس ساعتها در من وجود داشت و هر وقت چهره نورانی ان جانباز به نظرم میومد اشک تو چشمام حلقه می زد امروز همچنین یاد یکی از سخنهای گهر بار امام راحل که افتادم غمی سر تا سر وجود مرا فرا گرفت اینکه امام فرمودند نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند
واقعا ما در طول سال چقدر به این بازماندگان جنگ فکر می کنیم و چقدر برای انها ارزش قائلیم ؟

رسول اکرم(ص)
رحلت جانسوزعالم رباني، فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير حضرت آيتالله آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت (قدس الله نفسه الزكيه) را به ساحت مقدس ولی عصر حضرت صاحب الزمان تسلیت می گوییم.

نماز صبح آیت الله بهجت (رمضان ۱۳۸۲) [حجم: ۱۷ مگابایت]
یعنی واقعا چکار باید کرد
چی می شد اگر با تک تک سلولهای بدن لحظه به لحظه وجود نیروی قدرتمندی به اسم خدا را باور داشته باشیم و از ته دل اونو عبادت کنیم
به نظر من که نمیتونیم
مگر اینکه خداوند بزرگ خودش کمکمون کنه
حالا چکار کنیم که خدا کمکمون کنه ؟؟
روزی که اشک و اهی از چشم من بر اید
شاهد به این شهادت از سجده سر برارد
سرو خمیده او دردش به سینه جاری
رازش نگفته بانو چون غم به دلبر اید
پهلو شکسته اما شکایتی ندارد
پدر به او اشاره دختر بر او بر اید
قران و جانمازش گواه درد او بود
چون تشنه ولا بود علی به بستر اید
گفتم به روی ماهش نفرین کنم به ظالم
زهرای من اشاره سکوت ز تو بر اید
حیدر به جسم جانان غسلی ز اشک داده
گویی حسن حسینش بی تابتر بر اید
رنج امیر تنها در قعر چاه مانده
فوتش گذشته اما سوخته دلی بر اید
بغضش فشرده وقتی رخسار بچه ها دید
فریاد بی کسی از عمق دلش بر اید
یاسش به خاک سپرده پنهان ز چشم اغیار
الله اکبرش را ارام ز لب بر اید
شعر از همسرم
امام سجاد(ع) از پدر بزرگوار خويش، سيدالشهدا(ع):
موقعى كه فاطمه دختر رسول خدا(ص) بيمار شد به علىابنابىطالب(ع) وصيت كرد كه موضوع را سربسته بدارد و خبر آن راپنهان كند و هيچ كس را از بيمارى او مطلع نسازد. حضرت(ع) اين كاررا كرد و خودش پرستارى فاطمه(ع) مىنمود و اسماء بنت عميس - كهخدا رحمتش كند - نيز او را مخفيانه همان گونه كه فاطمه(ع) وصيتكرده بود كمك مىكرد.
هنگامى كه رحلتش نزديك شد به اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرد كهعهدهدار مراسم غسل و كفن و دفن شود و او را شبانه به خاك سپاردو قبر او را پوشيده بدارد، لذا اميرالمؤمنين(ع) عهدهدار آن شد و او رابه خاك سپرد و آثار محل قبرش را محو كرد. موقعى كه دستش را ازخاك قبر تكاند، حزن و اندوه به او فشار آورد و پريشان كرده و بهجوشش آورد و اشكهايش را بر گونههايش جارى ساخت و چهرهاشرا به طرف قبر رسول خدا(ص) نمود و عرض كرد: سلام بر تو اىرسول خدا! سلام بر تو از جانب دخترت و محبوبت، و نور چشمتو ديداركنندهات، آن كسى كه در بقيع تو ، در خاك خفته است، وخداوند پيوستن سريع به تو را براى او برگزيده است. اى رسول خدا!صبرم در غم فقدان دختر برگزيدهات كم شد، و طاقتم به خاطرسرور زنان، ضعيف گشت. منتها آنچه موجب تسليتخاطر است،تاسى من از سنت تو و بار اندوهى است كه در غم فراق تو وجودم رادر بر گرفت. چرا كه من خود، تو را در شكاف قبر نهادم، پس ازآنكه جانتبر سينهام روان شد و چشمانت را با دستخويش بستمو خودم عهدهدار كار به خاكسپارىات شدم.
آرى، دلنشينترين پذيرش، در كتاب خدا آمده است: انا لله و انا اليهراجعون. [اينك] امانتباز گردانده شد و گرو، پس گرفته شد، وشكوفه يكباره ربوده شد و چه زشت استسبزه و زمين.
اى رسول خدا!اندوهم بی پایان است و شبم در بیداری است ; اندوهاز قلبم نخواهد رفت تا اينكه خداوند همان خانهاى را كه تو در آنساكنى براى من برگزيند. دلشستگىاى چركآور، و اندوهى خشمآورو آتشافروز. در ميان ما چه زود جدايى افتاد! شكايتبه خدامىبرم، و دخترت از همداستانى امتت عليه من و براى ضايع كردنحق او، تو را خبر خواهد داد; حال و وضعيت را از او بپرس. چهبسيار عقدههايى; در سينهاش به تلاطم آمد اما راهى براى گشودن آننيافت كه خواهد گفت. و خداوند داورى مىكند و او بهترين داوراست.
سلام بر تو اى رسول خدا! سلام وداعكنندهاى كه نه خسته شده استو نه روىگردان. پس، اگر برمىگردم نه به خاطر خستگى است، واگر بمانم نه به خاطر بدگمانى به وعدهاى كه خداوند به صابران دادهاست. صبر بهتر و زيباتر است. و اگر نبود تسلط آنان كه بر ما چيرهشدهاند، خود را ملازم قبر تو مىداشتم و ماندن كنار آن را پيشه خودمىساختم و چون مادرى كه داغ مصيبتى بزرگ ديده، شيون مىكردم.در برابر چشم خدا، دخترت پنهانى به خاك سپرده مىشود، و حق اوبه زور ضايع مىشود، و آشكارا از ارثش باز داشته مىشود; در حالىكه هنوز چيزى نگذشته و ياد تو فراموش نشده است. پس شكوه را بهخدا مىبرم اى رسول خدا، و تويى مايه زيباترين تسليتخاطر.درود خدا، و رحمت و بركاتش بر فاطمه و بر تو باد.
محتاج دعای همه دوستان عزیز هستیم...

مسجد صاحب الزمان کرمان
روز معلم
روز معلم را به تمام معلمان عزیز و فداکاری را که خالصانه در جهت تعلیم نسل کنونی جامعه زحمت می کشند خصوصا معلم مهدی پسرم سرکار خانم مهدی پورتبریک می گویم و برای ایشان ارزوی سلامتی دارم همچنین این روز را به معلمان و استادان خودم هم تبریک می گویم برای انهایی که زنده اند ارزوی سلامتی دارم و برای انهایی که در قید حیات نیستند رحمت الهی را خواستارم لازم هست یادی کنم از معلم کلاس اول و خصوصا معلم کلاس دوم خودم خانم فلاح که در قید حیات نیستند و همچنین اقای نورسته مجدزاده معلم ورزش دوره راهنمایی که خالصانه بچه ها را به فراگیری ورزش تشویق می کرد معلمی که با وجود کمبود امکانات ان زمان همه جور مسابقه ای را برگزار می کرد
مسابقات دومیدانی سرعت- نیمه استقامت -استقامت (۱۰۰ متر ۲۰۰ متر ۴۰۰ متر ۴۰۰ متر امدادی ۱۵۰۰ متر ۳۰۰۰ متر )
پرشها و پرتابها (پرش طول پرش ارتفاع) (پرتاب دیسک پرتاب وزنه )
دوچرخه سواری
مسابقه فوتبال و والیبال و هند بال و بسکتبال و شنا و تنیس روی میز و حتی ژیمناستیک
برای جشنهای دهه فجر هم گروه نمایش راه می انداخت .
یعنی معلمی بود که هیچ وقت اروم و قرار نداشت حتی به نظافت بچه ها هم اهمیت می داد و بچه ها را از لبه تیغ می گذراند اون موقع تو مدرسه ما همه ورزشکار بودند یعنی همه را وادار به ورزش می کرد حتی ادم شلخته و تنبل و بی دست و پا را.
معلم عزیز و مهربان و خنده رویی را که هیچ وقت چهر ه ا ش را از یاد نخواهم برد
خدا رحمتش کند و امیدوارم خدای کریم و مهربان او را در جوار صالحان و عرفا قرار دهد
خاکساران جهان را به حقارت منگر تو چه داني که در اين گرد سواري باشد
خاطره از :...

اللهم الیک اسلمت نفسی و الیک وجهت وجهی و الیک فوضت امری و الیک الجات ظهری
خدایا به تو تسلیم کردم خودم را
و بسویت توجه دادم رویم را
و به تو پشت خود را گرم کردم
و به تو واگذاردم کارم را .
من امروز کرمان نیستم...
ولی یاد محمد رضا همیشه در دلم هست
ﺁن دسته که فارغ ز علایق رفتند
پیوسته به دنبال حقایق رفتند
پاکیزه تر از شکوفه ها روییدن
با جامه ی خونین چو شقایق رفتند
تنهامون گذاشتی محمد رضا ...
خوشا به سعادتت لیاقت داشتی که شهادتت نصیبت شد .
ولی من چی ؟
خیلی خاک بر سرم
رسوای دو عالمم ...
دست مارو هم بگیر از خدا بخواه شهادت نصیب ما هم بکند...
...

