چرا بجای اینکه بگوییم هقته جنگ می گوییم هفته دفاع مقدس
خوب حالا دفاع چرا مقدس ؟
مگر در جبهه ها چه خبر بود ؟
جز اینکه همش کشت و کشتار بود؟

در جبهه های ما تنها کشت و کشتار نبود
جبهه ها مدرسه ادم سازی بودند
بر جبهه های ما وقار حاکم است،نسیم آرامش می وزد و نور اطمینان می تابد.درک این تبلور عظمت،در همان ابتدای حضور در جبهه میسر نیست.در ابتدا آنچه به چشم میآید تنها تلاطم است،تلاش و جنب و جوش است.اما هیچگاه اضطراب نیست،ناآرامی و بی قراری نیست.در ابتدا ممکن است صداهای مهیب توپ و تانک و خمپاره،جست و خیزها و دویدنها،گلوله آوردن و کار گذاشتن و شیلک کردن ها،نشستن گلوله ها و بر خاستن تر کش ها،تداعی نا آرامی و بی قراری کند.
اما آنچه در دل جبهه است و در سنگر قلب دلاوران،اطمینان وقار و سکینه است.به اقیانوسی بی کران می ماند که اگر چه در سر جزر و مد و موج و تلاطم دارد،اما در دل مرجان اطمینان و آرامش می پرورد.و طبیعی است این آرامش و اطمینان حاکم بر جبهه ها،که دل با خدا آرام و قرار می یابد.(الا بذکرالله تطمئن القلوب)
و این دلاوران میدان نبرد،ذکر محض اند و تجسم یاد خدا.واز همین روست که در دیدارشان و زیارت چهره هاشان یاد خدا در دل زنده می شود.و باز از همین روست که وقتی امثال من غریبه را درآن محشر آتش ودود،مضطرب و هراسان می بینند،تعجب می کنندو چون طبیبی حاذق بیماری غفلت را از رنگ چهره در میابند و تذکر می دهند که:برادر!ذکر خدا!
این نور اطمینان بر زوایای دل همه سنگرنشینان شهادت طلب حاکم است.چه آنکه به خنثی کردن مین های توطئه می رود،چه آنکه با پای مجروح به میدان برمی گردد.چه آنکه قلب سپاه دشمن را به خنجر شهامت می شکافد،چه آنکه تفنگ های خون گرفته عزیزان شهید را جمع می آورد،چه آنکه ...
آری زلال این آرامش در قلب جبهه،ساری و جاری است.اما،یک منظره بود در جبهه که بر آن آرامش حاکم نبود،تلاطم و التهاب و بی قراری حاکم بود.
عاشقی دلاور که چونان دلاوران دیگر این دیار به عشق حسین،گرم می شدو در عطش دیدار او می سوخت و به استشمام رایحه او جان می سپرد،(یا حسین) گویان موانع دیدار حسین را از زمین بر می چید،در بحبوحه نبرد و در هنگامه خون و آتش و درد،ترکش کینه و عدواتی دو پای این عزیزدلاور مرد را از بدن جدا کرد.
بدن را هنوز بر زمین ننشسته بر دوش نشاندند و به پشت جبهه کشاندند.بدن را،آن پاره را که چشم و قلب در آن بود از این رو توانستنداز معرکه در ببرند که بی هوش بود از درد و هیچ نمی فهمید،اما دو پا مانده بود از بدن که هنوز جان داشت و طبعا اشتیاق دیدار جانان داشت.
هنوز جان در این دو پا و این همان بود که هنوز رفتن را از آن طلب می کرد.پای جدا شده بر خاک می تپید،می جهید و عزم رفتن می کرد.این پا همیشه شتاب داشت به سوی مرقد حسین و اکنون نیز ماندن و سکون را نمی توانست.
از آخرین قطره های جان هم حتی برای نیل به کربلا کمک می گرفت.آن دلاور با تمام وجود گفته بود (کربلا ما میآییم)،و اکنون پاها آن قسمت از عهد را بر دوش خود گرفته بودند تا منزلگاه وفا حمل می کردند.بعید نبود اگر باب الحوائج به استقبال این پاهای عاشق می آمد.
آری این دو پا بود که بی آرامی و بی قراری می کرد در آن جبهه های آرامش و قرار و اطمینان.لختی گذشت و این دو پا آرام یافت و از تپیدن ایستاد.آخرین قطرات سرخ آرزو بر خاک می ریخت و کربلا هنوز انتظار می کشید.
اما طنین گامها پرصلابتی که زمین و دل شما را می لرزاند،آتش اشتیاق رواق و حرم را تندتر می کرد.
آری،بر جبهه های ما وقار حاکم است،نسیم آرامش می وزد و نور اطمینان می تابد.
آنچنان وقاری که دلیران علیرغم همه مصائب و مشکلات چونان که استوارترین کوههای آفرینش ایستاده اند،و آنچنان آرامشی که وساوس و دسائس هیچ شیطان بزرگ و کوچکی نمی تواند معنویت و خلوصشان را بیاشوبد.
وآنچنان اطمینانی که بچه ها،شب حمله، آداب زیارت حرم ابا عبدلله (ع) را در مفاتیح،مرور می کنند


سردار عبد المهدی مغفوری قائم مقام رئیس ستاد لشکر ثار الله شهیدی که حتی یک خودکار هم که از بیت المال بود استفاده شخصی نکرد
خواهر شهید:
یادم است می خواستم در یکی از مراکز معتبر علمی و مذهبی ثبت نام کنم .این بزگوار قبل از رفتنم گفت :ممکن است افرادی با داشتن دید گاههای مختلف سیاسی بخواهند افکاری را به ذهن شما تحمیل کنند .مواظب باش که بی تفکر جذب افکار و دید گاههای مختلف نشوی .هر چه شنیدی در باره آن فکر کن و توسلت را با ائمه قطع نکن.

سردار شهید حاج یونس زنگی ابادی که مزارش دارشفا مو منین و زیارتگاه عاشقان است
همسرش ميگويد: آخرين بار که آمده بود مرخصي گفت: حاج قاسم(سليماني) اسم تيپ ما را گذاشته امام حسين، گفت: چون اسم تيپ ما امام حسين است دوست دارم مثل حسين(ع) شهيد شوم.
گفت: من که شهيد شدم بايد از روي پا بشناسيدم دوست دارم مثل امام حسين(ع) شهيد شوم
روي تابوت را که کنار زدم سر نداشت

عارف وارسته سردار شهید علی ماهانی که قبلا یک پست گذاشتم
حتما بخونید
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست روم به روضه رضوان که مرغ ان چمنم
سردار شهیدحاج احمد امینی فرمانده گردان۴۱۰ غواص لشکر ثا رالله
همون کسی که وقتی شهید شد
حاج قاسم سلیمانی گفت علمدار لشکر رفت

حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشکر ثاراالله در زمان جنگ و شهید احمد کاظمی


زندگی زیباست ولی شهادت زیبا تر است
![]() |
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
چه خوبه ادم اگر می خواد کاری رو انجام بده فقط و فقط برای رضای خدا باشد نه رضای خلق خدا
تو که می خواهی نماز بخونی تو که می خواهی روزه بگیری اگر می خواهی مسجد بری اگر می خواهی برا یتیما کاری انجام بدی اگر می خواهی نماز جمعه بری اگر می خواهی وبلاگ بسازی اگر می خواهی راهپیمایی روز قدس شرکت کنی و ...چه خوب میشه فقط برای رضای خدا و برای قربت الی الله باشه
پیشاپیش روز عید فطر را به همه روزداران عزیز تبریک می گویم
ان شاالله که خداوند عیدی ما را ظهور اقا و مولایمان مهدی (عج)قرار دهد
با خبر شدم که دوست و همنورد عزیزمون عباس اقا جعفری طی حادثه ایی درکشور نپال مفقود شده

عباس اقا کوهنورد عزیزی بود که اشنایی ما به نوروز ۷۰ بر میگردد سر صحنه فیلم جوپار به کارگردانی دوست خوبم فرهنگ خاتمی یعنی درست سالهایی که من تازه با این ورزش اشنا شده بودم و چقدر من خوش شانس بودم که عباس اقا جز اولین مربیانم بود همون سالها چند برنامه با هم کوه رفتیم و از همون روز اول مهرش به دلم نشست مرد کوهنوردی که در ورزش کوهنوردی هیچی کم نداشت و همچنین در مردانگی و مقاوم بودن در دین و اعتقاداتش از بچه های جبهه و جنگ بود همراه دوست نزدیکش تو این سالها مرحوم حامد گلکار (مسئول جانپناه سازی فدراسیون )که چند سال قبل در ارتفاعات دماوند به علت سانحه هلی کوپتر فدا شد در چند عملیات شرکت کرده بود
عباس اقا جز اولین کوهنوردان ایرانی بود که به ارتفاعات هیمالیا پای گذاشت
بعضی از صعودهای او هنوز بی نظیر هستند مثل صعود دیواره یخار دماوند و صعودهای او بر دیوارهای بلند هیمالیا و علم کوه به صورت انفرادی
من صعود دیواره علم کوه در سال ۷۱ را تا حدود زیادی مدیون عباس اقا هستم چون با کمک های مالی (حلقه طناب) و معنوی (دلگرمی) او بود که اون سال دیواره را صعود کردیم اون روزا کسی حاضر نبود به گروه کوهنوردی ما(گروه شهید واعظی زاده)کمک کند عباس اقا کمک کرد
چند سالی بود که عباس اقا در زمینه نویسندگی و عکاسی و اکو توریسم فعال بودند
عكسهاي او از طبيعت و مردم ايران و جهان در معتبرترين نشريات بينالمللي (ازجمله نشنال ژئوگرافيك) چاپ شده و نيز عكسهاي كتاب "راه ياب ايران" نيز منبعي است از تصاويري كه جعفري در طول سفر از گوشه و كنار ايران گرفته است
او روزنامهنگاري را با مجله شكار و طبيعت پيشين آغاز كرده و هميشه سفرنامهها و يادداشتها و عكسهاي وي در معتبرترين نشريات گردشگري كشور چاپ شده است.
وي نقش قابلتوجهي در شناسايي بسياري از مناطق دور افتاده و مردم بومي ايران داشـــته و ميتوان گفت بسياري از آيينهاي ايراني به واسطه تلاش عباس جعفري بوده كه اقبال ثبت و ماندگاري پيدا كرده است.
از جعفري هماكنون كتاب راه ياب بيابانگردي در ايران از سوي انتشارات فرهنگ معاصر در مرحله تدوين نهايي قرار دارد.
وي تاكنون عمدتا بهعنوان راهنماي سفر فعال بوده و در حال حاضر دبير گروه اكوتوريسم خبرگزاري محيطزيست ايران (ايرن) است
عباس اقا ازجمله همكاران روزنامه همشهری بوده وعكسهاي زيباي اوازطبيعت ايران بارها درصفحه اول همشهري چاپ شده است .همچنان جستوجوها براي يافتن عباس ادامه دارد. براي نجات او دعا كنيم. كاري جز اين نميتوان كرد.
وبلاگ عباس اقا هم وبلاگ ازادكوه هست شما می تونید عکسهای زیباشو اونجا ببینید
برای سلامتیش دعا کنیم
ان شاالله که بزودی برگردد
دعا کنید
بنیان جهان بر عشق ومستی است
مقصود جهان باده پرستی است
عالم چو یکی پروانه باشد
چون عشق علی اساس هستی است
که بود می دانستیم
(نه تنهایی که پناه به چاه می آورد)
کاش قرآن را به دل می گرفتیم نه به سر
کاش غذای یتیمان را نمی بریدیم.(وصلش پیشکش)
شب قدر شب اشتی با مساجد خدا
راستی چرا بعضی از این مساجد اینقدر غریب هستند
واقعا بی انصافی هست...

«سبحانك يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب; منزهى تو اى آنكه جز تو معبود برحقى نيست. به فرياد رس. به فرياد رس. ما را از آتش خلاص كن. اى پروردگار.»
يا رب مكن از لطف پريشان ما را
هرچند كه هست جرم و عصيان ما را
ذات تو غنى بوده و ما محتاجيم
محتاج به غير خود مگردان ما را
اى آنكه تو حال دل نالان دانى
احوال دل شكسته بالان دانى
گرخوانمت از سينه سوزان شنوى
ور دم نزنم، زبان لالان دانى
استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم الرحمن الرحيم
اللهم اغفر لى الذنوب التى تهتك العصم
زهر چه غير يار استغفر الله
ز بود مستعار استغفرالله
دمى كان بگذرد، بى ياد رويش
از آن دم بيشمار، استغفرالله
سرآمد عمر و يكساعت ز غفلت
نگشتيم هوشيار، استغفرالله
نكرديم يك سجودى در همه عمر
كه آيد آن به كار استغفرالله
ز كردار بدم صد بار توبه
ز گفتارم، هزار، استغفرالله

جوانی و شبهای قدر
خدا كند كه جوانان زحق جدا نشوند
به صحبتبد و بدخواه مبتلا نشوند
ز درس ومدرسه، تعليم و تربيت گيرند
هواپرست و طمعكار و خودستا نشوند
خدایا ممنون که به ما ماه رمضون دادی ممنون که به ما شب قدر دادی ممنون که این میان برها را در اختیار ما قرار دادی
یاد اون شبها بخیر مست بوی یار می شدیم




امام حسن مجتبی از این جهت به کریم اهل بیت شهرت یافتند چون دو بارتمام دارایی و اموال خویش را به طور کامل و بی منت خرج اسلام کردند
مناجات کوفه
متن و صوت مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه
اگر دانلود کردید مارا هم فراموش نکنید
براى هركس از ايشان در آن روز كارى است كه (فقط) بدان پردازد
وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَميعاً ثُمَّ يُنْجيهِ كَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى
و خويشاوندانش كه او را در پناه گيرند و هر كه در زمين هست يكسره كه بلكه او را نجات دهد،
هرگز كه جهنم آتشى است سوزان كه پوست از سر بكند

گنجشك با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: مي آيد ؛ من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگاه ميدارد…..
و سرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست.
گنجشك گفت : لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي؟ لانه محقرم كجاي دنيا را گرفت ه بود؟ و سنگيني بغضي راه كلامش بست.
سكوتي در عرش طنين انداخت فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آن گاه تو از كمين مار پر گشودي.
گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي! اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو ريخت …
هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد …

الهی و ربی من لی غیرک
اول ای جان دفع شر موش کن بعد از آن در جمع گندم جوش کن(1)
چه چیزی اتفاق می افتد که ما هرچه عبادت می کنیم باز اول راهیم؟ هرچه نماز شب می خوانیم باز اندر خم یک کوچه ایم؟ اگر خوب دقت کنیم می بینم بعضی گناهان هستند که خواسته و ناخواسته از نتایج اعمال عبادی ما می کاهند. بعضی موشهای به ظاهر کوچک هستند که محصولی را که ما چهل سال به زحمت جمع کرده ایم به تدریج از انبار ما می دزند. یکی از این گناهان که لطافت را از روح ما می دزدد و مانع سیر و سلوک ما میشود «ریا» است.
ریاکار کیست؟
مولایمان علی (ع) فرد ریاکار را چنین معرفی می فرمایند:1- وقتی چشمش به مردم می افتد بانشاط می شود، 2- وقتی تنهاست کسلی و تنبلی می ورزد 3- و دوست دارد که در هر کاری ستایش شود.(2)
خداوند متعال در آیات 5-261سوره مبارکه بقره به بحث انفاق پرداخته اند و در آنجا ریاکاری را موجب بطلان عمل معرفی می کند. در آیه 264، انفاق همراه با ریا را ؛ مثل کشت دانه روی سنگی سخت تشبیه می کند که با آمدن اندک باد و طوفانی، دانه به هوا بر می خیزد و هیچ ثمر و فایده ای عاید انفاق کننده نمی شود.(3)
پیامبر خدا (ص) مردم ریاکار را در ظاهر میش و در باطن گرگ معرفی می فرمایند: « وای بر کسانی که دین را وسیله کسب دنیا می کنند و با زبان نرم خود در برابر مردم به لباس میش در می آیند، گفتارشان از عسل شیرین تر است و دلهایشان دل گرگ است. خداوند متعال می فرماید: آیا به رحمت من مغرور می شوند؟! »
(4) فرجام ریاکارانفرجام بدی در انتظار ریاکاران است.در روایت آمده است که «فرشته با خوشحالی عمل بنده را بالا می برد و چون کارهای نیکش را بالا برد، خداوند عز و جل می فرماید: آنها را در سجین(دفتر اعمال گنهکاران ) گذارید؛ این کارها برای من انجام نشده است.(5)
امام صادق(علیه السلام): در روز رستاخیز بنده ای را که نماز خوانده، می آورند. او می گوید: پروردگارا! من برای رضای تو نماز خواندم، اما به او گفته شود: نه، بلکه برای آن نماز خواندی گفته شود: فلانی چه نماز خوبی می خواند. او را به دوزخ برید.(6)
امام صادق در روایتی دیگر از پدر گرامیشان نقل می فرمایند که فرمود: از پیامبر خدا پرسیده شد: فردای قیامت رهایی و رستگاری در چیست؟ فرمود: به راستی تنها رستگاری در این است که خدا را نفریبید که خدا نیز شما را فریب دهد زیرا به راستی هر که خدا را فریب دهد (و در حقیقت خود را فریفته) خداوند نیز او را فریب دهد و ایمان را از او برگیرد.عرض کردند : چگونه خدا را می فریبد؟ فرمود: آنچه را که خدای گرامی و بزرگ فرمان داده برای جز خدا انجام می دهد. در ریا از خدا پروا دارید که به راستی، ریا شرک به خداست، همانا ریاکار در روز رستاخیز به چهار نام فرا خوانند: ای کافر، ای زشتکار،ای فریبکار، ای زیانکار! کردارت بیهوده ماند و پاداشت تباه شد و نصیبی از آن تو نگشت، امروز پاداشت را از آنکس که برایش عمل انجام دادی بازستان.(7)
سوال: آیا اگر ما کار خیری انجام دادیم و دیگران متوجه شوند ، ما هم از تعریف دیگران خوشحال بشویم این نیز ریا محسوب می شود؟
با توجه به احادیث پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم(ع) بایست گفت که: خیر. این عمل موجب ریا نمی شود. روزی زراره از امام محمد باقر(ع) درباره شخصی که کار خوبی انجام می دهد و انسانی او را می بیند و او خوشحال می شود پرسید .حضرت در جواب فرمودند: اشکالی ندارد، همه دوست دارند کار نیکشان در میان مردم نمایان شود، به شرط اینکه آن کار خوب را به همین منظور انجام نداده باشد.(8)
البته ثواب و اجر کار خیر نهانی خیلی بیشتر از عمل خیر آشکار است. همانطور که رسول اکرم (ص) فرمودند: عبادت و حسنه نهایی بهتر از آشکار است. انجام آشکار این کارها برای کسی خوب است که بخواهد الگو قرار گیرد.(9)
یکی از خوبی های عبادت نهانی دور بودن از ترس آلودگی به بیماری«ریا»ست. امام صادق(ع) می فرمایند: هر که در نهان کار نیک انجام دهد، برایش ثواب کار نهانی نوشته می شود و چون آن را به زبان آورد، آن عمل نهانی پاک می شود و ثواب عملی آشکار نوشته می گردد و اگر برای دومین بار به زبان آورد ثواب عمل آشکار هم پاک می شود وبرایش ریا می نویسند». (10) ریا نیز توجه به غیر خدا یا به تعبیر پیامبر اکرم شرک کوچک است.(11)
بحث را با مناجاتی از مولا علی (ع) به پایان می بریم خداوندا! به تو پناه می برم از این که ظاهرم در نگاه مردم نیکو باشد و باطنم، که بر تو آشکار است، زشت. و خود را ریاکارانه نزد مردم، به چیزی که تو بهتر از من بدان دانایی، بیارایم. پس ظاهر نیکویم را برای مردم آشکار دارم و بدی کردارم را نزد تو آورم و بدین سان به بندگان تو نزدیک شوم و از خشنودی تو دور مانم.(12)
باشد که اعمال و عبادات ما خالی از هرگونه ریا و ملهم از این فراز نورانی مولا باشد.(الهی آمین)
...................
پی نوشت ها:
1-مثنوی معنوی
2-اصول کافی. جلد دوم ص 295 ح 8
3- یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله رئاءالناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فآصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شیء مما کسبوا و الله لا یهدی القوم الکافرین(بقره 264)
4-اعلام الدین: 295
5-روایت از پیامبر اکرم(ص) ، اصول کافی، جلد 2، ص 295،حدیث 7
6-منتخب میزان الحکمه، ری شهری، حدیث 2484
7-ثواب الاعمال و عقاب الاعمال- شیخ صدوق ترجمه صادق حسن زاده ص 585
8-اصول کافی جلد دوم ص 297ح 8
9- کنز العمال 5273
10- منتخب میزان الحکمه، ری شهری، حدیث2488
11- پیامبراکرم (ص): بیشترین نگرانی من برای شماشرک کوچک است. عرض کردند: ای رسول خدا! شرک کوچک چیست؟ فرمود: ریا(منتخب میزان الحکمه، ری شهری، حدیث2480)
12- (نهج البلاغه حکمت 276)
چه زیبا گفت شهید چیت سازان که : « کسی می تواند در شب عملیات از سیم خاردار دشمن رد شود که به سیم خاردار نفسش گیر نکرده باشد . »
خطر ! میدان مین نفس
من و تو كجای این میدان ایستاده ایم ؟؟!!
* کاش از جنس جنون، بال و پری بود مرا
مثل سیمرغ از اینجا سفری بود مرا
« از همان کوچه که سر میشکند دیوارش »
باز در حالت مستی گذری بود مرا
رقص زلف سر نی دیدم و با خود گفتم:
بین هفتاد و دو سر کاش سری بود مرا
هیچ پروا دلم از دغدغهی راه نداشت
چون تو ای عشق! اگر همسفری بود مرا
پیشتر زانکه رسد مرگ، بمیری، هنر است
کاش، ای کاش! که روزی هنری بود مرا
به نقل از وبلاگ: غروب شلمچه

نام جاوید ای وطن
صبح امید ای وطن
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که همآواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم بشنو سوز سخنم
که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان

ماه تمرین خوب بودن و خوب ماندن
با کمک الله
ماه عمل واقعی به احکام الهی
یازده ماه همش حرف زدی و همش ادعا کردی و گفتی میو نه ایی با گناه نداری رابطه ات با خدا
خیلی محکمه سیمت وصل وصله حالا خدا میگه: ماه رمضون شد بیا جلو بیا ببینم چکاره ایی اگه مردی بیا جلو
اینجا دیگه باید شش دونگ حواستو جمع کنی مواظب کارات باشی جدا از اینکه گرسنگی
تشنگی رو تحمل می کنی که فضیلت بزرگی هست ولی باید مواظب بعضی از گناهان که
روزه رو باطل می کنه باشی
اگر می خواهی ثابت کنی که ادم خوبی هستی و مسلمون واقعی هستی یه سری کارها هست که باید انجام بدی اول از همه این که به خودت بقبولانی که در این مدت میتوانی با شیطون بجنگی و بر او غلبه کنی و کمر اونو بشکنی حالا چطور ؟
اول:
۱ـ با قرائت قران حداقل روزی یک جز و کمک از خدا

اگر بتونی این ماه یک قران جیبی همرات باشه خیلی خوبه اینکه هر جا دیدی بیکاری تو اداره تو بانک ـ تاکسی ـ اتوبوس قران را باز کن و بخون اینقدر به موبایلت ور نرو که هیچ خیری در ان نیست درسته که خیلی برنامه های قرانی رو میشه تو موبایل پیدا کرد ولی اینکه تو خود قران را بدست بگیری ثوابش چه بسا بیشتره
۲ـ با خواندن هر شب یک صفحه از دعای ابوحمزه ثمالی و تفکر عمیق به معنای ان
باور کن بین سریالها وقت هست یا بگذار اخر شب
۳ـ خواندن مناجات کوفه و دقت در معنای ان
۴ـ سبقت گرفتن در کمک به مردم و شاد کردن دل خلق خدا یعنی اگر کار مردم به دست تو باز می شود شتاب کن
۵ ـ صله رحم و افطاری دادن به نزدیکان و اشنایان حتی اگر با یک دونه خرما باشد
۶ ـ دعا برای فرج حضرت ولیعصر (عج)
دوم:
حالا که از خدا کمک هم خواستی مواظب تیرهای شیطان باش تیرهای مسمومی که از زمین و هوا می ایند
به خودت تمرین بده تمرین ترک گناه کبیره مثل
دروغ
غیبت
تهمت
مال حرام
قطع رحم
قسم ناحق که نفل و نبات شده
تکبر
غرور
شرک به خدا
خوردن مال یتیم
خیانت که این روزا خیلی باب شده
شراب خواری که روزه را باطل می کند
و ...
تمرین کن که در این ماه مبارک دور اینها خط قرمز بکشی و حتی نزدیکشون هم نری که شیطان دام بزرگ پهن کرده است
سوم:
توبه و انجام ندادن گناه صغیره
که کاری بس سخت و طاقت فرسا ست اینجاست که باید مرد عمل باشی و از تمام وجودت مایه بگذاری
من خودم چون نسبت به این موضوع سهل انگارم به خودم اجازه نمی دم که کسی را نصیحت کنم
ولی فکر می کنم اگر بخواهیم می شود
با تمرین ترک گناه
خدایا خودت کمک کن

رسول اکرم (ص):
روزه گرفتن در گرما جهاد است



